خرید بک لینک
امام علی (ع)؛ حرکت در جهت عکس تاریخ محمد علی عسگری با مبعوث شدن پیامبر گرامی اسلام دین تازه ای پا به عرصه وجود نهاد. این دین سیزده سال در مکه با دشمنانش در حالت ستیز و مبارزه بود. با هجرت به مدینه دین جدید پایگاه اجتماعی و سیاسی نیرومندی پیدا کرد و توانست با دشمنانش که به صورت سیاسی و نظامی به این شهر حمله می کردند مقابله کند. در نهایت به هنگام رحلت پیامبر دین جدید تقریبا در اکثر نقاط شبه جزیره عربستان پخش شده بود. برداشت اولیه و أبدی قرآن و پیامبر و یاران وفادارش این بود که دین جدید به کلی زندگی انسان را متحول خواهد می کند به گونه ای که دنیا را به آخرت متصل می سازد و عنقریب بهشت و دوزخ برپا خواهد شد. اما بلافاصله با مرگ پیامبر تاریخ این دین را به جاده خود برگرداند و این اتفاق کوچکی نبود که در سقیفه بنی ساعده رخ داد. انتخاب ابوبکر به جانشینی پیامبر که به قول عمر « ناگهانی» صورت گرفت یک اتفاق ساده بود بلکه بر یک پشتوانه نیرومند تاریخی استوار بود. این پشتوانه حکایت از آن داشت که دنیا به آخر نرسیده و قرار نیست به این زودی ها بهشت و جهنمی گشوده گردد. به عبارت دیگر پس از یک دوره کوتاه زیستن در شرایطی آرمانی دوباره تاریخ همان مسیر قدیمی خود را دنبال می کند و بنابراین اقتضای این تداوم حرکت، حضور و زمامداری کسانی نظیر ابوبکر و عمر است که می توانند خود را با این رویکرد هماهنگ سازند نه امام علی که با این مسیر تاریخ سر جنگ داشت. بسیاری از متفکران و مورخان انحراف اسلام را از مسیر اصلی خود و تبدیل پیامبری به خلافت و خلافت به سلطنت را از دوران امویان و به زمامداری معاویه بن ابوسفیان منسوب می کنند. حال آنکه برخی دیگر حتی دوره خلافت راشدین– منهای امام علی – را نیز مقدمه ای بر همین روند تلقی

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:17

زبان فارسی، خط عربی محمد علی عسگری این نکته روشن نیست که ایرانیان از چه تاریخی خط عربی را برای نوشتن زبان خود که فارسی دری بود به کار برده اند. اما تاریخ نگاران گفته اند دیوانسالاری عصر سامانی از الفبای عربی برای زبان فارسی استفاده می کرد. شاید به همین دلیل بود که ریچارد فرای تاکید داشت « رودکی در تغییر خط از پهلوی به فارسی نقش داشته است». این درحالی است که خانلری کهن ترین متن تاریخ دار فارسی باقی مانده را متعلق به قرن پنجم هجری می دانست. در این میان آنچه مسلم است اینکه ایرانیان از مدت ها پیش از اسلام از خطوط گوناگونی برای بیان مطالب دینی یا ادبی و هنری خود استفاده می کردند که سه خط عبری، مانوی و پهلوی از همه مشهورتر بود. ابن ندیم فهرستی از این خطوط را ارائه کرده است. گفته شده پس از اسلام نیز کلماتی که بر روی سکه های حکمرانان اسلامی ثبت شده بود غالبا تقلید و تکرار همان کلماتی بود که در دوره ساسانی بر روی سکه ها نقش می بست. بعدها نیز که تغییراتی در سکه های ساسانی داده شد مطالب درج شده بر روی سکه ها به دو خط کوفی و پهلوی بود. چنانکه کتیبه برج لاجیم در شمال ایران نیز به هردو خط کوفی و پهلوی نقش شده است. این ابهامات تا حدودی در باره خط عربی نیز وجود دارد. به نحوی که بر سر منشاء این خط همچنان بحث هایی مطرح می شود. برخی خط عربی کنونی را دارای منشایی ایرانی دانسته اند چون به روایتی از خط کوفی اخذ شده است. بلاذری نیز به سرچشمه های خط عربی از انبار و سپس حیره اشاره کرده است. از آنجا که حیره در گذشته بخشی از ایران قدیم بود می توان نتیجه گرفت که خط کوفی احتمالا ریشه هایی در خط فارسی باستان داشته است. ممتحن نیز به نقل از إبن رسته نوشته است « اهالی حیره خط را به مسلمانان آموخ

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:17

ستیز و سازش محمدعلی عسگری جمشید چوکسی پژوهشگر زرتشتی ایرانی مقیم خارج کتاب وزین و محققانه ای دارد تحت عنوان « ستیز و سازش؛ زرتشتیان مغلوب و مسلمانان غالب در جامعه ایران نخستین سده های اسلامی » که در آن به نحوه برخورد ایرانیان و به ویژه زرتشتیان با مهاجمان عرب مسلمان می پردازد. کسانی که در پی روند فتوحات به کشور ما سرازیر شده و طی دو دهه تمام خاک ایران را به تصرف خود در آوردند. او در این کتاب توضیح می دهد که چگونه ایرانیان ابتدا روند ستیز را در پیش گرفتند و بعد به روند سازش روی آوردند. طبق تحقیقات او این دو روند در ادامه همدیگر و به بیانی دیگر روند دوم به دلیل شکست و ناتوانی در روند نخست در پی گرفته شده است. با این حال او اذعان می کند که حاصل و برآیند این دو روند آن بود که با کاهش از سطح خشونت ها و خطرات، ایرانیان طی چند قرن به تدریج مسلمان شدند و در ادامه توانستند استقلال سیاسی خود را نیز از خلافت بغداد بدست آورند. من در تتبعاتی که در تاریخ ایران پس از اسلام، بخصوص قرن های نخست آن داشتم متوجه شدم که این دو روند همچنان و پا به پای هم برای سالها ادامه داشته است. به گونه ای که مثلا در دوره امویان ایرانیان هم در دربار اموی نقش داشتند و در سپاه و جاهای دیگر به امپراتوری اموی خدمت می کردند و هم در بیشتر جنبش ها و شورش هایی که علیه امویان برپا می شد حضور داشتند. چنانکه برای مثال اعراب به طعنه می گفتند در اردوگاه مختار ثقفی که علیه امویان و زبیریان قیام کرده بود جز به زبان پارسی سخن گفته نمی شود. از سوی دیگر زیاد بن ابی والی بصره و کوفه به فارسی سخن می گفت و برای مثال حجاج بن یوسف عید نوروز را برگزار می کرد. این مساله در دوره عباسیان برجسته تر شد. به گونه ای که ما شاهد یک سری قیام ها

برچسب: نویسنده: ستایش پارسامنش تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:17

صفحه بندی